تبليغاتX
غوغای انتظار
. از تو خبري افسوس ..... اي منجي قلب تاريكم ..... نگار بي قرينه كي ميايي ؟ سحرخيز مدينه كي ميايي ؟

مقدمه

از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاکنون همواره دو جريان حقّ و باطل به موازات هم پيش‏رفته و کره خاک هيچ‏گاه از مصاف اين دو جريان خالي نبوده است. پيروان هر يک از حق‏مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرايان آينده بوده‏اند و حق گرايان آينده تداوم‏بخشان راه حق‏پرستان گذشته. وضعيت باطل‏پيشه‏گان و دورافتادگان از صراط مستقيم نيز بر همين منوال بوده است.

در اين ميان ارتباط حجتهاي الهي در تداوم‏بخشيدن به مسير صحيح هدايت و سعادت بشر بسيار عميق‏تر و محکم‏تر بوده است؛ چرا که هر نبيّ و وليّ الهي با در نظر گرفتن شرايط عصري که در آن به سر مي‏برد راه انبيا و اولياي الهي پيش از خود را تداوم مي‏بخشد. به عبارت ديگر همه انبيا و اولياي الهي چراغهاي نوراني هدايتند؛ منتهي هر کدام متناسب با شرايط زماني و مکاني خود به نور افشاني مي‏پردازند.

در فرهنگ اسلامي ائمه اطهار (ع) به عنوان جانشينان پيامبر اسلام (ص) همگي نور واحدند و هدف مشترکي را دنبال مي‏کنند. وجود هر يک از آنان همانند يک مشعل روشن يا عَلَم سرافراز، مسير صحيح و کامل هدايت را به بندگان خدا نشان مي‏دهند و آنان را از گرفتار شدن به ضلالت و گمراهي باز مي‏دارند. با اين همه ارتباط و پيوستگي بعضي از آنها با همديگر از ويژگي و خصوصيتي برخوردار است که از بررسي اين گونه از پيوندها مي‏توان با مراحل گوناگون چگونگي تداوم مبارزه حقّ و باطل و سرنوشت نهايي اين مبارزات و همينطور با بخشي از ريزه‏کاريهاي دقيق سنتهاي الهي و روند تحقق نهايي اهداف حياتبخش انبيا و اولياي الهي آشنا شد.

بدون ترديد پيوستگي و ارتباط امام حسين (ع) با آخرين حجت الهي حضرت بقيةاللَّه(ع) بسيار بارز و در خور تعمّق است؛ چرا که با بررسي ابعاد مختلف پيوند اين دو حجّت الهي به‏خوبي چگونگي فراهم شدن بستر حاکميّت احکام و ارزشهاي الهي در سرتاسر عالم مشخص مي‏شود. اين نوشته در پي آن است که برخي از پيوستگيهاي حضرت سيدالشهداء(ع) با موعود بزرگ جهاني حضرت مهدي (ع) را روشن سازد.

امام مهدي از تبار امام حسين

در مجموعه روايات منقول از پيامبراکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) بارها تصريح شده است که منجي عالم بشريت حضرت مهدي(ع) از نسل امام حسين(ع) است. از جمله روايت شده است که پيامبراکرم(ص) در يکي از روزهاي آخر عمر مبارکشان در حالي که دست‏شان را به شانه امام حسين(ع) گذاشته بودند خطاب به دختر بزرگوارشان حضرت زهرا(ع) فرمودند:

مهدي اين امت از نسل اين فرزندم است. دنيا به پايان نخواهد رسيد مگر اين‏که مردي از اولاد حسين(ع) قيام کرده جهان را باعدل و داد پر سازد... [1] .

ايشان در جاي ديگر در ضمن معرفي ائمه اطهار(ع) مي‏فرمايند:

امامان بعد از من دوازده نفرند که نُه نفر از آنها از تبار فرزندم حسين(ع) است که نهمين نفرشان قائم است اين دوازده تن اهل بيت و عترت من هستند. گوشت آنها گوشت من و خون آنها از خون من است. [2] .

امير مؤمنان علي‏بن‏ابي‏طالب(ع) روزي به حضرت اباعبداللَّه(ع) فرمودند:

نهمين فرزند تو اي حسين، قائم آل‏محمّد(ص) است او دين خدا را آشکار ساخته وعدالت را در سرتاسر زمين حاکميّت خواهد بخشيد... [3] .

در اين باره خود امام حسين(ع) نيز مي‏فرمايند:

نهمين فرزند من، قائم به حقّ است خداوند به وسيله او زمين مرده را دوباره زنده خواهد ساخت و دين را حاکميّت خواهد بخشيد. او حق را برخلاف ميل مشرکان و دشمنان احقاق خواهد کرد. [4] .

 نوشته شده توسط غوغا در شنبه یازدهم مهر 1388

 لينك مطلب

 نوشته شده توسط غوغا در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388

 لينك مطلب

احزاب و تشکل ها

در اين بخش چگونگي حزب و تشکل در آخرالزمان، همراه با عملکرد آن با اشاره به «حزب اللّه» و «حزب شيطان» بررسي شده است. احزاب مؤسسات برآمده از مدرنيته هستند.

سياست هاي مبتني بر ليبراليسم فکري - سياسي احزاب را به عنوان ابزار خود قرار داده، نردبان ترقي کرده است.

حزب به معناي ساختاري نوين، در قرآن مورد نظر نيست.

اما احزاب قريش و هم پيمانان که سوره ويژه اي را به خود اختصاص داده اند، نمونه اي کامل با ماهيت، قالب و عملکرد از حزب بوده اند، که در زمره حزب شيطان قرار دارند.

دولت اموي، نشأت گرفته از حزب سياسي است که ريشه در سلطه شرک و کفر قريش و جاهليت داشته، و با راهکارهاي سياسي و تشکيلاتي، با کمال حيرت به حکومت نيز مي رسد

احزاب دوگانه فوق، در تقابلند و پيوسته در جنگ مي باشند. پيروزي هر يک بر ديگري در مقاطع و شرايط مختلف، بيانگر پايداري هواداران در عمل به دستورات و اوامر حزبي است.

قرآن کريم حزب اللّه را هم حزب پيروز مي داند و حزب رستگاري.

شاخصه اعضاي حزب اللّه ايمان به خدا و جهاد در راه اوست. در حکومت پيامبر اکرم(ص)، و اميرمؤمنان(ع)، نشاني از تأسيس حزب و يا تشکل سياسي مشاهده نمي شود.

به نظر نمي رسد در حکومت مصلح حتي پس از برقراري چنين رسمي جاري شود. نابودي احزاب بنابر وعده الهي با نصرت خدا به صورت غلبه حزب اللّه بر حزب شيطان انجام مي پذيرد.

جنگ احزاب و مسير پيروزمند پيامبر اسلام(ص) سرکوبي احزاب سياسي - فرهنگي و تشکل هاي هم پيمان با آن ها را شاهد است

اميرمؤمنان(ع) در جهت ريشه کني حزب اموي، حتي پس از جنگ با خوارج مصمم به جنگ مجدد با معاويه است.

شيعيان ناب در دوران ظهور اعضاي حزب اللّه هستند که پس از تشکيل حکومت مجريان امر مي گردند و اين مسأله در ساختار نمونه و بي نظير حکومت مصلح، نه قدرت يابي حزبي است و نه حرکتي تشکل گونه.

***********

الگوي حکومت مهدوي

اشاره: شايد در اذهان بسياري ازمردم اين پرسش مطرح باشد که امام مهدي، عليه السلام، چگونه حکومت خواهد کرد و نظام سياسي - اداري که او برپا مي کند چه ويژگيهايي خواهدداشت؟

در پاسخ اين پرسش بايد گفت که ويژگيهاي حکومت مهدوي همان ويژگيهاي حکومت علوي است; با اين تفاوت که حکومت علوي تنها درگستره اي محدود از کره خاک و در مدت زماني ناچيز برقرار شد و آن حضرت هم به دليل درگيري در جنگهاي داخلي،نتوانست به همه آنچه که در نظرداشت جامه عمل پوشد; اما امام مهدي، عليه السلام، با پيش گرفتن سيره جدش اميرالمؤمنان، علي،عليه السلام، تا آستانه برپايي قيامت از دالت برمي سازد و به همه اهداف خود دست مي يابد.

با توجه به فرارسيدن ماه شعبان،ماه تولد امام عدالت و ماه رمضان،ماه شهادت امام عدالت، بي مناسبت نديديم که براي آشنايي بيشترخوانندگان عزيز موعود مروري داشته باشيم بر سيره حکومتي امام علي، عليه السلام، در مدت زمان محدود حکومت خويش. اميد که مقبول افتد.

با پيروزيهاي بزرگ اعراب مسلمان در نقاط مختلف جهان، سيل اموال ودرآمد به بيت المال سرازير شد و درزمان خليفه دوم، بر خلاف سنت پيامبرسبقت در اسلام يا شرکت در جنگهاي صدر اسلام ملاک برتري در دريافت بيت المال شد. خليفه هر چند بعدا از اين تبعيض مالي اظهار پشيماني کرد وسختگيريهايي به عمل آورد اما هرگزنتوانست اوضاع و احوال را به وضع پيشين بازگرداند. [1] .

عثمان در دوران زمامداري اش برخلاف وعده اي که هنگام قبول خلافت کرده بود نه به سنت پيامبر عمل کرد ونه سيره شيخين را مد نظر قرار داد،بلکه دست ياران و اقوام خويش را درتصاحب بيت المال باز نگه داشت و به بهانه صله رحم، اموال هنگفتي را به آنان اعطا کرد و همان تبعيضات دوران عمر را با شدت بيشتري گسترش داد ودر نتيجه زمينداران و مالداران بزرگ پديد آمدند.

خود وي خانه اي از سنگ و آهک بناکرد که درهايش از چوب عاج و عرعرساخته شده بود. وقتي کشته شد صد وپنجاه هزار دينار و يک ميليون درهم نقداز خود باقي گذاشت و ارزش املاکش در «وادي القري » و ديگر جاها بيش ازصد هزار دينار برآورد شد. او اسب وشتران فراوان داشت [2]  گوهرهايي که دخترانش بر سينه مي آويختند چون آفتاب مي درخشيد. [3] .

تمام خمس گرفته شده از افريقا رايکجا به مروان بخشيد و فدک را به قطاع [4]  وي درآورد. همه غنايم افريقا - ازطرابلس تا طنجه - را به عبدالله بن ابي سرح اهدا کرد.

زيد بن ارقم - کليد دار بيت المال درزمان عثمان - که از جايزه دويست هزاردرهمي به ابوسفيان و رداخت يکصدهزار (درهم) به مروان با سفارش عثمان به خشم آمده بود. کليدها را جلوعثمان گذارد و گريست. عثمان گفت:چون صله رحم کرده ام مي گريي؟

گفت: نه اما گمان دارم اين مالها رابه عوض انفاقهايي که در راه خدا،هنگام حيات رسول الله کردي برمي داري، اگر صد درهم به مروان مي دادي باز هم زياد بود (تا چه رسد به هزار درهم).

عثمان گفت: پسر ارقم، کليدها رابگذار و برو! فرد ديگري را مسؤول بيت المال خواهم کرد [5] .

از عطاهاي بي حساب عثمان، زبيرداراي چهار هزار دينار نقد، يک هزاراسب و يک هزار کنيز شده بود. طلحه املاک فراوان و خانه هاي مجلل داشت.عبدالرحمن بن عوف داراي هزار اسب،هزار شتر و ده هزار گوسفند بود و دراسکندريه، بصره و کوفه خانه هاي باشکوه بنا کرده بود. [6]  اميرالمؤمنين که رابط ميان مردم معترض وخليفه بود،بادلسوزي تمام به وي پيشنهاد کرد جهت برآوردن خواسته هاي مردم سريعا به حقوق از دست رفته آنان رسيدگي نمايد و خطر قريب الوقوع را به وي يادآور شد. عثمان براي اين امر مهلت خواست، حضرت در پاسخ فرمود:

آنچه به مدينه مربوط است، در آن مهلتي نيست و آنچه بيرون از مدينه است مهلتش رسيدن دستور تو به آنهاست. [7] .

اما عثمان نخواست يا نتوانست به قول خود وفا کند و بدين ترتيب موجبات قتل خويش را فراهم آورد.

وجود اين تبعيضها، مساله اي زودگذر و موقتي نبود که با رفتن عثمان از ميان برود بلکه در ميان خواص جامعه آن روز به صورت يک فرهنگ و عادت درآمده بود.

اطرافيان و وابستگان خليفه به صرف همين وابستگي و قرابت، از مال و مقام بسيار برخوردار مي شدند وباتوجيهات هوس پسندانه آن را حق خودمي شمردند و تحت عنوان صله رحم سوسوي وجدان خويش را نيزخاموش ساخته با خيال راحت اموال مردم را به غارت مي بردند.

امير المؤمنين، عليه السلام، درتوصيف اين دوران مي فرمايد:

او (عثمان) همانند شتر پر خوار وشکم برآمده همي جز جمع آوري وخوردن بيت المال نداشت. او باهمکاري بستگان پدري اش، همچون شتر گرسنه در بهار بر روي علف بيت المال افتاده به خوردن مشغول شدنداما کارشان به نتيجه نرسيد». [8]  بعد از قتل عثمان، مردم براي بيعت با امام علي، عليه السلام، به در خانه اوهجوم آوردند اما او بخوبي مي دانست تغيير اين فرهنگ وخارج ساختن اين عادت زشت از سر بزرگان قوم کاري بس دشوار است و به يک عمل جراحي بزرگ نياز دارد که پيکره سرطاني آن روز اجتماع تحمل آن را نخواهد داشت. ولي، به دليل مسؤوليت الهي علما وحضور و اعلام آمادگي مردم براي تحقق اين تحول اجتماعي، اصلاحات بزرگ خود را آغاز کرد و خطاب به مردم، اوضاع آن دوران را به دوران قبل از اسلام و عمل خويش را به اقدامات رسول خدا تشبيه کرد و ازامتحاني سخت خبر داد [9]  و اصول خلل ناپذير حکومت خود را اعلام نمودو تا آخر نيز بدان پاي فشرد.

امام، عليه السلام، دستور داد همه اسبها و شترها و اسلحه هاي موجود درخانه عثمان - جز سلاح و مرکب شخصي او - را به بيت المال بازگردانند.

عمروعاص چون از اين ماجرااطلاع يافت، در نامه اي به معاويه نوشت هرچه مي خواهي بکن که پسر ابوطالب همه اموال تو را خواهد گرفت، آنچنانکه چوبي را پوست کنند. [10] .

اميرمؤمنان در دومين روز بيعت،براستي هشدار داد، اموال و قطايعي راکه عثمان، ناروا به ديگران بخشيده به بيت المال باز خواهد گرداند. هرچند باآن، زناني را کابين بسته باشند و ياکنيزکان خريده باشند. [11] .

در ديدگاه علوي برتريهاي معنوي،همچون تقوا و صحبت با رسول خداهرگز ملاک برتريهاي مادي و مالي قرار نگرفت و همگان به طور مساوي ازبيت المال بهره مند شدند. به همين دليل بسياري از اشراف و رؤساي قبايل که اکنون خود را از حقشان! محروم مي ديدند، امام عادل را رها کرده به سراغ معاويه رفتند. حضرت در يک درد دل خصوصي، با مالک اشتر، ازاينکه مردم او را رها کرده اند، شکوه کرد. مالک علت آن را شدت عدالت اودانست و گفت: اکثر مردم به دنبال دنياهستند، اگر بذل مال کني اطرافت جمع مي شوند. فرمود:

نمي توانم بيش از حق به کسي بدهم. اميد است که خداوند گروهي کوچک را بر گروهي بزرگ غلبه دهد. [12] .

جامعه آن روز هرچند از بيماريها وانحرافات متعددي رنج مي برد امادنياطلبي و فساد مالي از همه آنهاخطرناک تر بود و امير مؤمنان همچون طبيبي ماهر ابتدا به معالجه اين آفت اهتمام ورزيد. او دوست داشت همه انحرافات را از ميان بردارد اما از بيم پراکندگي بيشتر مردم و توقف برنامه هاي اصلاحي، از وارد ساختن فشار بيشتر خودداري کرد. او آرزوداشت روزي بتواند همه سنتهاي تعطيل شده رسول خدا، همچون تغيير مقام ابراهيم، حرمت متعتين (عمره تمتع،نکاح متعه)، غصب فدک و... را به حال اول خود بازگرداند [13]  اما همين اصلاحات نيز با مقاوت شديد روبروشد و کوهي از مشکلات و کارشکنيهارا در مقابل حکومت عدل امام قرار دادکه برداشتن آنها به صبري جميل،برنامه اي دقيق وموعظه هاي مردي شفيق محتاج بود که بزرگمردي چون علي بن ابيطالب، عليه السلام، همه آنهارا داشت.

امام براي انجام اين اصلاحات ابتدااز خود و اطرافيانشان آغاز کرد.

کارگزاران اميرالمؤمنين وقتي مي ديدند پيشوا و امامشان قبل از تعليم ديگران به تعليم نفس خويش اقدام نموده است [14]  و برا طرافيان خود نيزهمچون ديگران در اجراي قوانين وعدالت، نظارت دارد، براي خود عذر وبهانه اي نداشتند. آن حضرت معتقد بودکسي که خود را به عدالت ملزم ننمود واولين تجربه عدالت را در کشور وجودخويش با بيرون راندن خواسته هاي دل نيازمود و در کار خيري که مردم را بدان دعوت مي کند پيشي نگرفت [15]  قادرنخواهد بود ديگران را به کارهاي نيک وعدالت وادار سازد.

عدالت خواهي چنان با گوشت وخون امير مؤمنان آميخته بود که رسول خدا فرمود:

او در راه اجراي احکام الهي سختگير است. [16] .

او کاملا آگاه بود که اگر شخص حاکم يا اطرافيانش اندکي از جاده عدالت و انصاف بيرون روند، زيردستان با شدت بيشتري حريم عدالت رامي شکنند. به قول سعدي:

اگر ز باغ رعيت ملک خورد سيبي برآورند غلامان او درخت از بيخ به پنج بيضه که سلطان ستم روا دارد زنند لشکريانش هزار مرغ به سيخ

از اينرو چشمهاي روشنتر ازآفتابش هميشه بر اطرافيانش نظاره مي کرد و به آنان اندک مجالي براي دورشدن از جاده عدالت نمي داد.

آن حضرت در نامه اي به محمد بن ابوبکر، آنگاه که وي را به فرمانداري مصر فرستاد توصيه کرد که حتي درنگاه هايش به مردم عدالت داشته باشد.زيرا اگر حاکم ميان نگاه کردن به بزرگان و اشراف جامعه با نگريستن به ضعفا و پا برهنگان تفاوت قائل شود،گروه اول به حمايت بي دليل او طمع مي کنند و دسته دوم از عدالت وي نااميدمي شوند. [17] .

هشدار امير مؤمنان به عقيل با آهن گداخته و سرزنش علي بن ابي رافع -متصدي بيت المال - به دليل عاريت دادن يک گردنبند به دختر خليفه و دستور بازگرداندن آن، در همين راستا قابل تفسير است.

آن حضرت براي آنکه نشان دهدبرداشت نابجا از بيت المال، نوعي دزدي محسوب مي شود به عقيل که درخواست مال بيشتري داشت فرمود:شبانه صندوق تاجران بازار را بشکن و بردار. عقيل اظهار اشت خواهان دزدي نيستم. فرمود:

دزدي از يک نفر آسانتر است ازسرقت از بيت المال است و خيانت به يک گروه سختتر از خيانت به يک فرداست. [18] .

روزي، در ميان لباسهاي مختلفي که به بيت المال رسيده بود، يک پالتوي کلاه دار از جنس خز، نظر امام حسن، عليه السلام، را به خود جلب کرد; اماحضرت از دادن آن خودداري کرده به عدالت تقسيم نمود و آن پالتو سهم جواني همداني شد و او چون شنيد امام حسن بدان نظر داشته، به وي تقديم کرد. [19] .

با مروري بر خطبه ها و نامه هاي امام امير المؤمنين برنامه هاي نظارتي ايشان را براي تحت نظر گرفتن کارگزاران مي توان به دو بخش تقسيم کرد: بخش فکري، فرهنگي و بخش اجرايي، حکومتي.

1. اقدامات فکري و فرهنگي

امام اميرالمؤمنين براي حفظ وادامه سلامت کارگزارانش به مناسبتهاي مختلف، جايگاه، وظايف وسرانجام انسان را براي آنان تبيين مي نمود تا از گرفتار آمدنشان در دام غفلت بر حذر دارد. دامي که بيشترين صيدش صاحب منصبان و حاکمان اند.وي هنگام اعزام يکي از مديران به محل ماموريت و يا در حين خدمت، طي نامه هايي آنان را به ياد نظارت خداوندبر اعمال بندگان و سختيهاي قيامت مي انداخت و نسبت به مسؤوليت الهي آنها بيدار باش مي داد. در نامه اي به يکي از ماليات بگيران خود «او را به تقواو ترس از خدا در امور پنهان فرمان مي دهد، آنجا که غير خدا هيچ شاهدي نيست.» [20]  و نيز مي فرمايد:

در راه خدا آنچه بر شما واجب است انجام دهيد که خداوند از ما و شماخواسته با کوششهاي خود از اوسپاسگزاري کنيم. [21] .

شبيه چنين سفارشهايي در نامه به مالک اشتر و محمد بن ابي بکر [22]  نيزديده مي شود. و نيز به مالک سفارش فرمود:

مبادا به بهانه اطاعت از فرمان ديگري، فرمان خدا را ناديده گيري.

اميرالمؤمنين حکومت و زمامداري را به عنوان امانت در دست کارگزاران معرفي مي کرد که خيانت در آن ودست درازي به بيت المال، همسنگ خيانت به خون مسلمانان [23]  و نشانه عدم اعتقاد فرد خائن به قيامت است. [24] .

در نامه معروف به عثمان بن حنيف [25]  بعد از گله و شکايت از او وبيان زندگاني سراسر زهد خود، علت اينگونه سخت گيري بر نفس را ترس ازروز هولناک قيامت مي شمارد و کساني را که به غذاهاي تشريفاتي و نابودشدني دنيا مشغول گشته اند به حيوانات پرواري تشبيه کرده است تامخاطب را از خواب غفلت بيدار کند ودر پايان به فرماندار خود مي نويسد:

پسر حنيف، از خدا بترس و به همان قرصهاي نان اکتفا کن تا خلاصي تو از جهنم امکان پذير گردد. [26] .

روش ديگر امام، عليه السلام، براي نظارت بر زمامداران از طريق فکري،فرهنگي، توجه دادن آنها به عواقب شوم خيانت در همين دنياست، اگرکسي به قبر و قيامت هم کاري نداشته باشد، بايد بداند که «ستم، نامه عزل شاهان بود» مملکتي ممکن است به کفربماند ولي به ظلم باقي نخواهد ماند، اگرزمامدار در پي کسب نام نيک دردنياست، بايستي متوجه باشدهمانگونه که امروزيان اعمال گذشتگان را نقد و بررسي کرده مورد قضاوت قرار مي دهند، آيندگان نيز اعمال ما راخواهند سنجيد.

«مردم به کارهاي تو - مالک -همانگونه نظر مي کنند که تو درباره آنهامي گفتي » [27] .

بسياري از حيف و ميلها در بيت المال بدان دليل صورت مي گيرد که حاکم مي خواهد با دادن اموال همه مردم به گروهي خاص، آنان را دراطراف خود نگه دارد تا روز مبادا از اوو حکومتش دفاع کنند. البته بهره مندان از اين اموال چند صباحي زبان به مدح و ثناي او خواهند گشود و در ظاهرموجب سرافرازي حاکم در دنيامي گردند اما سنت خداوند بر اين قرارگرفته است که سرانجام ازسپاسگزاري آنان محروم مي گردد وهنگام نياز و لغزش بدترين رفيقان وملامت کننده ترين دوستان باشند. [28] .

خداي تعالي با هيچ يک از بندگان خود بي دليل نه سر خصومت و دشمني دارد و نه با احدي پيمان قوم و خويشي و برادري بسته است، بلکه همه چيز براساس حکمت و قانون استوار گرديده و باطل در آن راه ندارد يکي از اين حکمتهاي الهي هلاکت قوم ستمکار باهر نام و عنوان است. اميرمؤمنان درنامه اي به فرماندهان نظامي علت سقوط و هلاکت حکومتهاي گذشته رادر دو مساله ديده است: يکي آنکه زورمندان آنها به گونه اي عمل مي کردند که مردم مجبور شدندحقوقشان رااز طريق رشوه و ديگرراههاي ناصواب خريداري نمايند وديگري سوق دادن مردم به سوي باطل از سوي حاکمان است. [29] .

شيوه ديگر اميرالمؤمنين براي دورساختن زمامداران از ارتکاب خيانت،تحريک احساسات و غيرت آنها بود. درنامه اي به ابن عباس مي نويسد.

من در کارهاي تو شريکم اگر زياني برساني به امام و پيشواي خود زيان رسانده اي. [30]  و در نامه اي احتمالا به همين شخص براي آنکه او را از راه خطايي که رفته بود پشيمان کند،مي فرمايد:

من تو را شريک در امانتم - يعني حکومت - قرار داده ام و از ميان همه خاندانم به تو اعتماد کردم، حالا که اوضاع بر من سخت شده، تو هم مرارها کرده اي؟! چطور مال حرام ازگلويت پايين مي رود... [31] .

گاهي حضرت در سخنرانيهاي عمومي نيز به مردم هشدار مي داد که خداوند شما را به وسيله اموال مي آزمايد.

روزي مولاي متقيان در حال سخنراني بود، مردي برخاست و ازمعني فتنه و امتحان پرسيد. امام پاسخ داد:

وقتي آيه «الم احسب الناس ان يترکوا، ان يقولوا آمنا و هم لايفتنون » نازل شد از رسول خداپرسيدم مقصود از آزمايش و فتنه چيست؟ فرمود: يا علي! امت، بعد از من امتحان خواهند شد... اين مردم پس ازمن با ثروتشان آزمايش مي شوند،ديندار بودن را منتي بر خدا قرارمي دهند... رشوه را به نام هديه و ربارا به رسم تجارت حلال مي شمارند... [32] .

1. اقدامات اجرايي و حکومتي

اقدامات فرهنگي و سفارش حاکمان و کارگزاران به يادآوري قيامت و نظارت خداوند هرچندضروري و کارساز است، اما هرگزکافي نيست. بلکه در کنار آن بايستي اقدامات حکومتي و نظارتي نيز اعمال گردد.

اقدامات امام اميرالمؤمنين در اين خصوص عبارتند از:

1-2. انتخاب اصلح براي مديريت

يکي از مهمترين وظايف حاکم اسلامي، انتخاب شايسته ترين افرادبراي مديريتهاي مختلف کشور است.

اميرالمؤمنين، مدير جامعه را به قطب آسيا تشبيه کرده [33]  و تغيير آن راموجب تغيير اوضاع زمانه دانسته است [34]  در بسياري موارد دين و اعتقادمردم نيز اعتقاد مدير آن جامعه مي باشد چنانکه رسول خدا،صلي الله عليه وآله، در نامه هاي خود باامپراتور روم و پادشاه ايران، گناه مسلمان نشدن مردم را به عهده آنان دانست. رهبر جامعه اسلامي چنانکه به هر دليل فردي را به مديريت بخشي ازکشورش برگزيند، در حاليکه مي داندديگري از او شايسته تر است، به فرمايش پيامبر اکرم،صلي الله عليه وآله، به خدا و رسول خداو همه مسلمانان خيانت کرده است. [35] .

رسول خدا جواني بيست و چندساله به نام «عتاب بن اسيد» را به فرمانداري مکه انتخاب کرد و به اوفرمود: مي داني چه مقامي به تو داده ام؟تو را فرماندار اهل الله، عز و جل،نموده ام و بعد فرمود:

لو اعلم لهم خيرا منک استعملته، عليهم اگر بهتر از تو سراغ داشتم او را بدين امر برمي گزيدم. [36] .

يکي از ياران پيامبر از وي مقام ومنصبي خواست، حضرت دستي به شانه اش زد و فرمود:

تو براي حکومت ضعيفي و آنکه ازعهده بر نيايد، در آخرت خوار وپشيمان خواهد شد. [37] .

امام اميرالمؤمنين نيز در دوران زمامداري خود بدين امر مهم توجه کافي داشت، خود به انتخاب اصلح اقدام مي کرد، مديران ضعيف را معزول مي نمود و به کارگزاران خود اين امر را توصيه مي فرمود.

-----------------------------------------------------------------------

به کوشش مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان تحت اشراف حضرت آیت الله العظمی مظاهری (دامت برکاته)

در آپ بعدي ميتوانيد مطلبي را با عنوان « آثار فردی و اجتماعی عدالت مهدوی » را در باب موضوعي (مقاله ها) مشاهده نماييد .

 

 

 نوشته شده توسط غوغا در چهارشنبه سی ام بهمن 1387

 لينك مطلب

آب گوارا؛ حضور امام

«قل أرايتم ان اصبح مآؤکم غورا فمن يأتيکم بمآء معين» [1] .

علي بن جعفر مي‏گويد از برادرم امام کاظم عليه السلام پرسيدم: تأويل اين آيه چيست؟ حضرت فرمود: «چه خواهيد کرد اگر امامتان را ازدست داده و او را نبينيد.»

در روايت ديگر از امام باقر عليه السلام نقل شده که فرمود: «اين آيه در مورد امام نازل شده است سپس فرمود: اگر امامتان از شما غايب گردد.» [2] .

جان جهان تشنه، آب گواراي توست 

رفع عطش، ديدن روي دل آراي توست

هجر تو کرده خزان، فصل همه عمر ما 

رمز بهار جهان لذت آواي توست

[ صفحه 55]

******

آب معرفت را به تشنگان مي رساند

يکي از حکمتهاي امامت آن است که به برکت وجود امام که در بين مردم است و به حسب صورت، بشر و به حسب واقع و حقيقت، نور خداست. تشنگان معرفت حضرت احديت را به آب علم سيراب نمايد و به برکت حضورش استقرار و اطمينان خاطر طالبين محبت خدا برايشان حاصل گردد و سير تکامل به درک محضرش به آساني فراهم شود و خلاصه زحمات فوق العاده سلوک راه حق به برکت انفاس قدسيش کم شود و دانشجويان مکتب خداشناسي را از مدرسه ابتدائي به مکتب انتهائي برساند.

[ صفحه 146]

----------------------------------------------------

به کوشش مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان تحت اشراف حضرت آیت الله العظمی مظاهری (دامت برکاته)

در آپ بعدي ميتوانيد مطلبي را با عنوان « آرمان شهر مهدویت» را در باب موضوعي (کتابخانه) مشاهده نماييد .

 

 نوشته شده توسط غوغا در شنبه دوازدهم بهمن 1387

 لينك مطلب

کتاب: آرام دل

پديدآورندگان:

آروني، احمد

ناشر: ولي عصر(عج)

تعداد جلد: 1

نوبت چاپ: اول

صفحه: 119

زبان: فارسي

قطع: رقعي

جنس جلد: شميز

تاريخ: 1378هـ.ش

مشخصات فيزيکي:

بها: 4000

محل: نور

نمايه:

امام مهدي (عج)‏ - مدايح و مراثي

معارف مهدوي - ادبيات - شعر - ديوان‏ها و مجموعه‏هاي شعر - فارسي - ديوانها و مجموعه‏هاي معاصر

چکيده:

مجموعه اشعار و سروده‏هايي است که در فضايل امام مهدي به نظم کشيده شده است. در اين

دفتر، 168فقره غزل، قصيده، ترجيع بند و... در ذکر فضايل ايشان آورده شده است. در

تمام اين موارد، مفاهيم عشق، درد، سوز، هجران و ياد ديدار امام موج مي‏زند. در

مقدمه، ناظم اين اشعار، سراينده بسياري از اشعار مدايح و سينه‏زني‏هاي 2 دهه اخير

در تهران معرفي شده و بسياري از سبک‏هاي جديد مداحي و مرثيه خواني به وي نسبت داده

شده است.

*******

کتاب: آواز انتظار

پديدآورندگان:

گردآوريِ: محقق، جواد

ناشر: جهان آرا

تعداد جلد: 1

محل چاپ: قم

صفحه: 55

زبان: فارسي

قطع: رقعي

جنس جلد: شميز

تاريخ: 1361هـ.ش

کدها:

فروست: سري مجموعه شعرهاي مذهبي معاصر- 5

نمايه:

امام مهدي (عج)‏ - مدايح و مراثي

معارف مهدوي - ادبيات - شعر - ديوان‏ها و مجموعه‏هاي شعر - فارسي - ديوانها و مجموعه‏هاي معاصر

چکيده:

مجموعه‏اي از اشعار پيرامون فضايل و مناقب امام زمان است. مؤلف به گردآوري 17 قصيده

از اشعار خود و شاعراني همچون سپيده کاشاني، صافي گلپايگاني، جواد محدثي، مهدي

مشايخي و حميد سبزواري در وصف امام مهدي (عج) و صفات و ويژگي‏هاي ايشان پرداخته

است.

*******

کتاب: آه عاشقان در انتظار موعود

پديدآورندگان:

گردآوريِ: مجاهدي، محمدعلي

ناشر: سرور

تعداد جلد: 1

محل چاپ: قم

نوبت چاپ: دوم

صفحه: 133

تيراژ: 3000

زبان: فارسي

قطع: وزيري

جنس جلد: شميز

تاريخ: 1375هـ.ش

مشخصات فيزيکي:

بها: 2800

نمايه:

امام مهدي (عج)‏ - مدايح و مراثي

معارف مهدوي - ادبيات - شعر - ديوان‏ها و مجموعه‏هاي شعر - فارسي - ديوانها و مجموعه‏هاي معاصر

چکيده:

مجموعه‏اي است از سروده‏هاي در وصف امام مهدي (عج) و داغ انتظار و فراق وي.

گردآورنده که خود شاعري پرسوز و گداز است، با بررسي ديوان‏ها و مجموعه‏هاي ادبي

آن‏ها، سروده‏هاي پرجوش و خروش شاعران کهن و معاصر را که درباره امام مهدي سروده

شده‏اند، در يک دفتر گردآورده است. در اين دفتر 147 منظومه از 78 شاعر، جمع‏آوري

شده است.

------------------------------------------------------

معارف مهدوی به کوشش مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان تحت اشراف حضرت آیت الله العظمی مظاهری (دامت برکاته)

در آپ بعدي ميتوانيد مطلبي را با عنوان «1- آب گوارا؛ با حضور امام 2– آب معرفت را به تشنگان می رساند» را در باب موضوعي (فهرستگان) مشاهده نماييد .

 

 نوشته شده توسط غوغا در یکشنبه ششم بهمن 1387

 لينك مطلب

مقاله: آخر الزمان

دائرة‌المعارف بزرگ اسلامي

ص 134- 145

ملاحظات: تحليلي از حوادث و علائم آخر الزمان در اديان است.

نمايه:

آخر الزمان – علائم

*****

کتاب: آخرالزمان در آينه روايات

پديدآورندگان:

گردآوريِ: رضواني، جابر

تولد: 1350

ناشر: انتشارات قم

تعداد جلد: 1

محل چاپ: قم

نوبت چاپ: اول

صفحه: 127

زبان: فارسي

قطع: رقعي

جنس جلد: شميز

تاريخ: 1380هـ.ش

ملحقات:

کتابنامه: به صورت زيرنويس

منابع: 122-125

کدها:

ديويي: 297/218

شابک: 964-93533-9-9

کنگره: BP222/3/ر6آ3

مشخصات فيزيکي:

بها: 5500

محل: خص-م

ملاحظات:

نام ناشر در شناسنامه کتاب، انتشارات امام حسن مجتبي آمده است.

نمايه:

امام مهدي (عج)‏ - آخر الزمان - علائم

امام مهدي (عج)‏ - ظهور - نشانه‏هاي ظهور - در حديث

چکيده:

شامل متن عربي و ترجمه فارسي 73 حديث از رسول خدا (ص) و ائمه (ع) درباره نشانه‏هاي

آخرالزمان است. نويسنده با هدف آشنايي مردم با انواع مفاسدي که گريبانشان را در

آخرالزمان مي‏گيرد و تلاش براي دورماندن از آن‏ها، اين مجموعه را گرد آورده است، وي

در پاره‏اي موارد، با ارائه احاديثي ديگر کوشيده است برخي از عبارات و مطالب احاديث

متن را شرح دهد و بر اهميت آنها تأکيد کند.

-----------------------------------------

امام مهدی و مهدویت به کوشش مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان تحت اشراف حضرت آیت الله العظمی مظاهری (دامت برکاته)

در آپ بعدي ميتوانيد مطلبي را با عنوان « ادبیات » را در باب موضوعي (کتابشناسی - معارف مهدوی) مشاهده نماييد .

 نوشته شده توسط غوغا در شنبه بیست و هشتم دی 1387

 لينك مطلب

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم 

اِلـهي عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَيْکَ الْمُشْتَکي، وَعَلَيْکَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، اُولِي الاَْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، يا مُحَمَّدُ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُ  اِکْفِياني فَاِنَّکُما کافِيانِ، وَانْصُراني فَاِنَّکُما ناصِرانِ، يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْني اَدْرِکْني اَدْرِکْني، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرينَ.

------------------------

به کوشش مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان تحت اشراف حضرت آیت الله العظمی مظاهری (دامت برکاته)

در آپ بعدي ميتوانيد مطلبي را با عنوان « آخر الزمان- علائم» را در باب موضوعي (کتابشناسی- امام مهدی و مهدویت) مشاهده نماييد .

 

 نوشته شده توسط غوغا در دوشنبه بیست و سوم دی 1387

 لينك مطلب

((خیلی از شماهایی که این مدت جویای حال فرشاد بودین دوست دارین بدوونین چی شده پس بهتره برین به لاگ تنهاترین غوغا ؛ www.ghoghatanha.blogfa.com  اینجا میفهمید معجزه خانم سه ساله یعنی چی))

************************

ابراهیم- ابراهيم بن صالح انماطي- ابراهيم بن محمد تبريزي -ابراهيم بن محمد همداني

ابراهيم

نام يکي از پسران حضرت صاحب الامر (عج)، «ابراهيم» است.

رجوع شود به واژه: اقامتگاه قائم (عج) در غيبت کبري

ابراهيم بن صالح انماطي

«ابواسحاق، ابراهيم بن صالح انماطي کوفي اسدي» از اصحاب حضرت موسي بن جعفر عليه السلام است. او پيش از تولّد حضرت قائم عليه السلام کتابي درباره ي «غيبت» نوشته و «ابن قولويه» آن را با يک واسطه از مؤلّف نقل کرده است. («فهرست» شيخ طوسي، ص 75)

ابراهيم بن محمد تبريزي

از جمله کساني که به ملاقات با امام قائم (عج) نائل شده، «ابراهيم بن محمّد تبريزي» است. وي آن حضرت را، هنگام نماز خواندن بر بدن شريف پدر بزرگوارش، امام حسن عسکري عليه السلام ديده است. («بحارالانوار»، ج 52، ص 6)

ابراهيم بن محمد همداني

«ابراهيم بن محمّد همداني» از سوي حضرت ولي عصر (عج) با واسطه، نيابت داشته است و بدون اينکه از آن حضرت، درباره ي او سؤالي شود، توقيعي در و ثاقت و مورد اطمينان بودن او صادر شده است.

«ابراهيم بن محمّد» چهل مرتبه به حج مشرّف شده است. وي همچنين با امام رضا عليه السلام و امام جواد عليه السلام و امام حسن عسکري عليه السلام هم عصر بوده است. («جامع الرواة»، ج 1، ص 33)

-----------------------------------------------------------------------------------------------

فرهنگ نامه مهدویت نوشته خدا مراد سلیمیان انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی

در آپ بعدي ميتوانيد مطلبي را با عنوان « دعاي عظم البلاء را در باب موضوعي (ادعیه) مشاهده نماييد .

 

 نوشته شده توسط غوغا در شنبه چهاردهم دی 1387

 لينك مطلب

آستانه سامرا (واژه هايي که ابتداي آنها با حرف «آ» آغاز مي شود)

«آستانه سامرا» در شهر سامرا در 120 کيلومتري شمال بغداد و در شرق دجله قرار دارد. مدفن شريف امام هادي‏عليه السلام [1]  و امام عسکري‏عليه السلام [2] ، جد و پدربزرگوار حضرت مهدي‏عليه السلام [3]  و نيز مقبره نرجس خاتون مادر امام زمان‏عليه السلام و حکيمه خاتون عمه پدر آن حضرت (و شاهد ولادت ايشان) در آنجا قرار دارد. در ضلع غربي آستانه، سرداب معروف به «غَيْبَةُالمَهْدِي»عليه السلام، محل غايب شدن حضرت مهدي‏عليه السلام واقع شده است. [4] .

شيعه و اهل سنّت، اتفاق نظر دارند که امام هادي‏عليه السلام پس از شهادت، در خانه خود به خاک سپرده شد و پس از شهادت امام عسکري‏عليه السلام پيکر مطهر ايشان نيز در کنار مرقد مطهر پدربزرگوارشان دفن گرديد. از آنجايي که در اطراف آن پادگان نظامي بود، شيعيان و دوستداران خاندان عصمت و طهارت، به صورت پنهاني به زيارت آن دو امام مي‏شتافتند.

اين بارگاه ملکوتي و مکان مقدس، در طول تاريخ، همواره مورد توجه و علاقه دوستداران خاندان وحي بوده و هم اکنون به عنوان يکي از مهم‏ترين زيارتگاه‏هاي شيعيان، هزاران عاشق شيفته را همه روزه در خود جاي مي‏دهد.

------------------------------------------------------

فرهنگ نامه مهدویت نوشته خدا مراد سلیمیان انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت مهدی

در آپ بعدي ميتوانيد مطلبي را با عنوان « ابراهیم- براهيم بن صالح انماطي- ابراهيم بن محمد همداني (واژه هايي که ابتداي آنها با حرف «ا - آ» آغاز مي شود)» را در باب موضوعي (کتابخانه موضوعی - واژه نامه مهدویت) مشاهده نماييد .

 

 

 نوشته شده توسط غوغا در دوشنبه نهم دی 1387

 لينك مطلب

مفهوم انتظار از ديدگاه حائري شيرازي

موعود:

با سپاس از اينکه اجازه فرموديد خدمتتان برسيم و از محضرتان استفاده بکنيم. موضوع اصلي بحث مساله آثار تربيتي انتظار است. اما در مورد مفهوم انتظار فرج و اينکه چه اراده‏اي از اين مفهوم مي‏شود، ديدگاههاي متفاوتي هست، هم در گذشته و هم در حال حاضر. هر کس با ديدگاهي با مساله انتظار فرج برخورد کرده است و مفهومي خاص از انتظار فرج ارائه داده است و بر اساس همين مفهوم هم مشي اجتماعيش را شکل داده است. با توجه به اهميت مساله و اينکه هر مفهومي که ما از انتظار فرج اراده بکنيم، در عمل اجتماعيمان تاثير مي‏گذارد، به عنوان اولين سؤال بفرمائيد که اصلا مفهوم انتظار فرج از نظر شما چيست و حضرت ‏عالي ديدگاههاي مختلفي را که در اين زمينه هست چگونه ارزيابي مي‏کنيد؟

آيت‏ الله ‏محي‏ الدين‏ حائري ‏شيرازي:

بسم ‏الله ‏الرحمن‏ الرحيم، هر مطلب مفيد و مثبتي قابل تحريف است، مي‏شود با اندک تصرفي، اندک دخالتي مطلب را ازمسير خودش منحرف کرد، شيطان کارش همين است که يک مطلب اصيل را وارونه کند، دين براي يک امري است، شيطان از دين چيز ديگري مي‏سازد. اين همه کساني که انسانهاي بسياري را منحرف کرده‏اند، يعني دين جعل کرده‏اند، حقيقت دين را مسخ کردند، شد يک چيزي که شيطان‏پسند باشد، انتظار هم از اين قبيله مستثني نيست، شياطين بهترين کارشان براي خودشان همين هست که انتظار را از معني اصلي خودش دور کنند، معني انحرافي برايش درست کنند، پس معني ‏اصيل انتظار را ببينيم ‏چيست تا معني انحرافيش مشخص بشود.

معني اصيل انتظار اين است که انسان در خودش زمينه آمادگي براي اطاعت و پيوستن به آن حضرت‏ را پيدا بکند و همچنين ‏زمينه را براي آن حضرت آماده کند. يعني هم خودش آماده باشد براي پيوستن به آن حضرت، هم براي آن حضرت زمينه ‏سازي بکند. بعضي‏ها يک بعد انتظار را گرفته‏اند و آن اينکه مي‏گويند آن حضرت تا نيايد امور اصلاح نمي‏شود اما اينکه آيا لازم است که ما کاري کنيم تا براي آن حضرت زمينه هموارتر بشود، اين را مي‏گويند به ما مربوط نيست، اين برداشت غلطي از انتظار است، اين ياس است، اين انتظار نيست. مي‏گويند از دست ما کاري ساخته نيست. صاحبش مي‏آيد خودش امور را اصلاح مي‏کند، خير از دست‏ شما کاري ساخته است، بعضي جايگاه تقدير را و جايگاه مقدرات را نشناخته‏اند، جايگاه تقدير و مقدرات اين نيست که از انسانها سلب اختيار کنند، سلب قدرت کنند، تقدير جاي خودش را دارد، قدرت و اختيار انسان هم جاي خودش را دارد و به دليلي که انسان مختار است و خدا امانت قدرت را به انسان داده است، اين زمينه انتظار فراهم مي‏شود. چرا؟ چون آن روزي که آن حضرت مي‏آيد اينطور نيست که ايشان از انسانها، سلب قدرت مي‏کند و انسانها را به راهي که مي‏رود مجبور مي‏کند، اگر بنا بر چنين کاري بود نياز به انتظار نبود، در همان سال وقتي که ايشان چهار ساله بودند، نه، وقتي که ايشان ده يازده ساله بودند يا پانزده ساله بودند يا بيست ‏ساله بودند اگر بنا بر اکراه بود خوب همان موقع اقدام مي‏شد نياز نبود که اين همه زمان بگذرد و قرآن مکررا مي‏فرمايد:

«انلزمکموها و انتم لها کارهون‏» [1] .

با اينکه شما بدتان مي‏آيد و کراهت داريد، شما را به قضيه ملزم بکنيم؟ يا مي‏فرمايد:

«انما انت مذکر لست عليکم بمصيطر»; [2] .

«لست عليهم بوکيل‏» [3] .

پس اين مجموعه‏ها نشان مي‏دهد که آن حضرت در انتظار مساعد شدن شرايط و اذن پروردگار جل و اعلي است، پروردگار متعال هم برنامه‏اش اين نبوده است که مردم عوض نشدند او عوض کند، چه ظهور، چه غيبت، جزء اين آيه هستند: «ان‏ الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم‏» [4] .

آن روزي که غيبت صورت گرفت، باز باعثش مردم شدند، مردم يک کاري کردند که نعمت ازشان سلب شد و آن روزي که حضور پيدا بشود قبلش مردم عوض شده‏اند، «ذلک بان الله لم يک مغيرا نعمة انعمها علي قوم حتي يغيروا ما بانفسهم‏» [5] .

يا مي‏گويد: «ان عدتم عدنا» [6] .

اگر شما برگرديد ما برمي‏گرديم، گاهي هم در توبه را باز مي‏کند و خدا لطفي مي‏کند در آنجا و مي‏گويد: «تاب‏ عليهم ‏ليتوبوا» [7] .

ملاحظه وضعيتشان و ضعفشان را کرده است، نظري کرده است، اجازه داده است که دلشان بشکند و توبه کنند، آن هم جايگاه خودش را دارد. پس اصل غيبت که شروع شد از ناشکري شروع شد، کاري با امام يازدهم کردند شيعيان که با هيچ ‏کدام از امامان نکردند، يک نامه‏اي به ايشان نوشتند که پولهايي را که ما خدمتتان فرستاديم شما بيلانش را به ما بگوييد در «تحف العقول‏» حضرت پاسخشان را اينطوري دادند که اگر اين امامت امر مستمري است چرا اين سؤال از يکي از پدران من نشد، چرا آنها متهم به اين معنا نشدند؟ بعد از آن حضرت نپذيرفت و دستور فرمود پرده سياهي در اتاق ايشان آويختند، مردم مي‏آمدند از پشت پرده سؤال مي‏کردند و مي‏رفتند. اين هم پرده غيبت است. اين حرکت است، چون خداي تعالي مي‏توانست آسمانها و زمين رادر يک لحظه خلق کند اما آنها را شش روزه آفريد، در روايت داريم که اي براي «اناته‏» است، «تاني‏» است، خداوند «تدرج‏» را دوست دارد، اين متين‏تر است. پس اول غيبت کبري است‏با نواب لاعلي التعيين [غيرمعيني]، که حضرت ديگر تعيين نمي‏کنند، قلوب مردم به سمتي برود و آمادگيشان و ساخته‏شدنشان براي ظهور، معناي انتظار اين است که هم خودش را فرد آماده کند براي پيوستن به آن حضرت، و هم ديگران را براي اين کار تشويق کند و براي اين کار تمهيد مقدمات کند. در يک مصداق کوچک مي‏شود اينطوري مثال زد، امام راحل، قدس‏ سره، در نجف بود و مردم آرزو داشتند بيايد ايران، همکاري با او مي‏کردند با اينکه در بينشان نبود، نوارش را تکثير مي‏کردند، صحبتش را اشاعه مي‏کردند، ذکر خير او مي‏کردند، اطلاعيه به نفعش مي‏دادند، کار برايش مي‏کردند، تا امام رفتند به پاريس. باز هم مردم در اينجا تظاهرات مي‏کردند، راهپيمايي مي‏کردند، آن اندازه تلاش کردند، کار کردند، تا حکومت‏ شاه را فلج کردند، تا امام آمد و حکومت هم نتوانست کاري بکند، اين نقش مردم بود. آمدن امام بر اساس کار و حرکت و تلاش مردم است، از مردم حرکت، از خدا برکت، نتيجه‏اش اين شد که آمد. ظهور هم مثل همين است، در قبل از ظهور هم بايد، اينهايي که دوستان آن حضرت هستند، آنچنان کار کنند که دشمنان آن حضرت فلج ‏بشوند. آنچنان تبليغ کنند، ترويج کنند، نام ببرند که اسم آن حضرت، انتظار آن حضرت، آمدن آن حضرت، يک امر شايع و رايجي بشود. اين مي‏شود انتظار حقيقي. بعضي‏ها مي‏گويند ما چکار داريم که مي‏آيد ما خودمان اصلاح مي‏کنيم، اين غلط است، اين عينا مثل قضيه دعاست، فرد مي‏گويد من در مساله روزي بايد کار کنم، دعا يعني چه، يکي ديگر مي‏گويد، دعا مي‏کنم، کار يعني چه؟ اما دستور اين است که انسان کار بکند، دعا هم بکند، اگر دعا بکند و کار نکند، روايت داريم چند دسته دعايشان مستجاب نيست، يکيش اين است که کسي در خانه بنشيند و بگويد «اللهم ارزقني‏» مي‏گويد خداوند متعال به تو دست داده است، پا داده است، اينها وسايل روزي است، صلاح دانستم مي‏دهم، مي‏روي بيرون ممکن است صلاح ندانم و ندهم. تو معذوري، در مساله انتظار تلاشمان را بايد بکنيم، دعا هم بايد بکنيم، دعاي براي تعجيل ظهور و تلاش براي آن. خداوند متعال نمونه دعاي مستجاب را اينجوري مي‏گويد، موسي عليه‏السلام، وقتي رسيد به چاه ديد که عده‏اي در اطراف چاه جمع شده و مي‏خواهند به گوسفندانشان مي‏خواهند آب بدهند، دو زن هم در آنجا ايستاده‏اند و منتظرند. آمد پيش آنها و گفت ‏شما چه چيزتان است؟ «قال ما خطبکما قالتا لا نسقي حتي يصدر الرعاء» [8] .

گفتند: جلوي ‏چشم ‏اين ‏چوپانها آب نمي‏دهيم، تا اينها بروند «فسقي‏ لهما» رحم کرد به اينها و برايشان آب کشيد، «ثم تولي الي الظل‏» [9] .

در آفتاب نايستاد و دعا کند، مي‏خواست در حال خودش باشد. از اين جهت رفت توي سايه، «فقال رب اني لما انزلت الي من خير فقير» [10] .

کارش را کرد، بعد دعايش را هم کرد، ما داريم در روايت «ارحم ترحم‏» رحم کرد به آنها خدا هم به او رحم کرد. تلاش کرد در حد خودش براي ديگران، اما فرج شد براي خودش، از اين جهت مي‏گويند دعا کنيد براي فرج ما که فرج مي‏شود براي خودتان، موسي، عليه‏السلام، آب کشيد براي دختران شعيب اما فرج شد براي خودش، در آن وقتي که درخواست مي‏کرد «لما انزلت الي من خير فقير» ما نمي‏دانيم چه خيري مي‏خواهد، علي، عليه‏السلام، مي‏داند، مي‏فرمايد: «والله ما ساله الا خبزا ياکله‏» [11] .

منظور موسي از خبز يک تکه نان بود، يک کف دست نان، از بس علف خورده بود «لانه کان ياکل بقلة‏ الارض و لقد کانت ‏خضرة‏ البقل تري من شفيف صفاق بطنه‏» [12] .

از زير پوست ‏شکمش سبزي علف پيدا بود، پيداست که همه چربي بدنش آب شده بود در اين مدت، اين خيلي حرف است که علي،عليه‏السلام، مي‏فرمايد: سبزي علف از زير پوست ‏شکمش پيدا بود، موسي عليه‏السلام چقدر پوستهايش نازک شده بود و چقدر هم علف خورده بود، اما با اين همه علف خوردن به کسي نگفت‏ يک تکه نان به من بده، مناعت طبع موسي را نشان مي‏دهد. خوب گاهي انسان از خدا يک پاره نان مي‏خواهد، او به اندازه حاجتش مي‏خواهد خدا به اندازه کرمش به او مي‏دهد. خدا براي او مساله زن را حل کرد، مساله اشتغال را حل کرد، مساله مسکن را حل کرد، الان مساله جوانان ما و احتياجات عمده جوانان ما اين چهار تاست، شغلي، خانه‏اي، همسري، بعد هم براي ادامه تحصيل کنکور بدهند و وارد دانشگاه بشوند، خداوند متعال همه اينها را براي موسي عليه‏السلام فراهم کرد. اول گفت: «اني اريد ان انکحک احدي ابنتي هاتين‏» [13] .

همه مي‏روند سراغ فردي که او پيشنهاد کند به پدر زن، پدر زن پيشنهاد مي‏کند به داماد، يکي از اين دو تا دختر را مي‏خواهم به تو بدهم، اين از زنش، «علي ان تاجرني ثماني حجج‏»; [14] .

هشت ‏سال برايم کار کني، اين هم از شغلش، الان که مي‏خواهد دست توي اين سفره بکند بر اساس قرارداد است، ميهمان نيست، تصدقي و اعانت و اينها نيست، از همين امشب غذايي که مي‏خواهد بخورد بر اساس اين است که مي‏خواهد کار بکند، از حالا جزء قرارداد است. چون اجير اينهاست‏ بايد به اجير مسکنش را هم بدهند، چون کار مي‏کند، در مقابل کار مسکن مي‏گيرد و زن مي‏گيرد و قوت و غذا و بالاتر از هر سه اينها دانشگاه است، چه استاد دانشگاهي بهتر از شعيب و دانشگاهي بهتر از تربيت پيغمبر، شما دانشگاه تربيت معلم يا تربيت مهندس داريد اما اينجا دانشگاه تربيت پيغمبر است، خوب او يک تکه نان خواست، اينطوري بهش دادند، خدا به ما مي‏آموزد عمل کنيد، دعا هم کنيد، در انتظار هم، هم عمل، هم دعا، هر کس بگويد من تلاش مي‏کنم براي آن حضرت، دعا نمي‏کنم، اشتباه مي‏کند. هرکس بگويد من دعا مي‏کنم، کاري از دست ما ساخته نيست، ما فقط نشسته‏ايم. پس آنها انتظار افراطي و تفريطي و اين هم حد وسط، حد اعتدال، اين نوع انتظار، اثر تربيتي‏اش اين است که من مي‏گويم. من براي اصلاح عالم، هر کاري را مقدورم شد مي‏کنم، هر چه را که نتوانستم او مي‏آيد تکميلش مي‏کند، ما مي‏خواهيم اين عالم را بسازيم، هر اندازه‏اش را که بتوانم مي‏کنم، او مي‏آيد تکميل مي‏کند، من وقتي که بدانم که اين کار من ديگر کسي دنبالش را نمي‏آورد، انگيزه کار کردن از من گرفته مي‏شود، وقتي که من مي‏دانم بالاخره ديگران مي‏آيند و اين امور درست مي‏شود، من هيچ نگران نيستم، چقدر از کار را مي‏کنم، طلبه تربيت مي‏کنم که برود انصار ايشان بشود. چون مي‏دانم که آقا بعدا از اينها استفاده مي‏کند. هيچ نگراني نيست، خستگي، افسردگي حاصل نمي‏کند، اثر ديگرش اين است که انسان در حين انتظار اين حکومتهايي که هست قبول ندارد مي‏گويد اينها طاغوتند، الا يک حکومت انتظار که اهل انتظار باشد، آن حکومت را قبول دارد. بيعت‏ با اينها نمي‏کند چون منتظر است که با آقا بيعت کند، ببينيد کسي که منتظر است از آن سفره بخورد، از اين سفره نمي‏خورد، مي‏گويد سفره ما بعد از اين هست. خودش را از اين وضعيت ‏سير نمي‏کند، حالش، حالت مسافر مي‏شود، آن حال منتظر است، حال منتظر يک حال قائم است نه يک حال قائد، ببينيد شما نشسته باشيد بخواهيد از اين طرف اتاق نشسته برويد آن طرف اتاق، چقدر طول مي‏کشد و چقدر زحمت دارد، اما اگر برخيزيد چقدر راحت مي‏توانيد کار کنيد. توان انسان را انتظار بالا مي‏برد، ببينيد بعضي مي‏پرسند مثلا چه‏ کار مي‏کند؟ «جعل الله الکعبة البيت الحرام قياما للناس‏» [15] .

اين کعبه را اينطوري نگاهش نکن. هر که به اين کعبه معتقد باشد از جايش برمي‏خيزد، مي‏گويد ديگران دل به دنيا بسته‏اند، نشسته‏اند سر سفره دنيا همين را کرده‏اند خانه و مسکن، اين بيت‏الله انسان را از خاک بلند مي‏کند، انسان را سراپا بلند مي‏کند، انتظار هم همين‏طور است، انتظار انسان را سرپا مي‏کند، روحيه به انسان مي‏دهد، يک اثر ديگر انتظار اين است که به انسان سنخيت مي‏دهد با آنها، چون به خودش مي‏گويد من منتظر آنها هستم اما اگر آنها آمدند و گفتند ما تو را قبول نداريم، چه ‏کار کنم؟ قرآن را مشاهده مي‏کند که طالوت گفت که «ان الله مبتليکم بنهر فمن شرب منه فليس مني و من لم يطعمه فانه مني الا من اغترف غرفة‏ بيده‏». [16] .

خوب مي‏گويد آقا امام زمان عليه‏السلام هم که قيام مي‏کند اول جنودش‏313 نفر است، طالوتيها هم که‏313 نفر بودند پس وقتي که در313 اين دو تا مشترکند، جنگ بدر هم‏313 تا بوده است، پس يک مشترکات ديگري هم دارد. نه همين شرب که به من بگويد هر کس خورد با ما نيست، هر کس نخورد از ماست مواظب مي‏شود که از قدرتش سوء استفاده نکند، از آنچه که در اختيارش هست، «الا من اغترف غرفة بيده‏» تا «من لم يطعمه فانه مني‏» بشوي، پس انتظار اين خاصيت را دارد که دريچه‏اي است‏ بسوي نور.

انتظار مي‏گويد اصلا آن حال تو اين نيست منتظرش شو، و همين مي‏شود نفس‏کش او، زمينه تنفس او، مثل نماز، نماز براي انسان تنفس است، که اين همه فاني، اين همه کوچک، اين هم يکجور ديگر بازي، يک طرفي هست که انسان با آن بازي نکند، وگرنه اين همه عالم را ببيند، اگر اين نماز نباشد، اين انسان دق مي‏کند و انتظار هم نباشد انسان مؤمن دق مي‏کند. پس اثر روحي مي‏گذارد، اثر تربيتي مي‏گذارد، اثر اخلاقي مي‏گذارد و بالاتر از همه ايشان گفته‏اند: شما دعا کنيد براي تعجيل فرج ما که همين کار، فرج خود شماست.

موعود:

ببخشيد در صحبتهاي شما نکته‏اي بود، در ارتباط با برخورد شخص منتظر با حکومتهايي که در زمان غيبت وجود دارند، اين نکته ممکن است اين سؤال را پيش بياورد که پس حرکتي که در کشور ما براي تشکيل يک حکومت اسلامي ايجاد شد، چگونه بايد توجيه کرد؟ اين حرکت چگونه با مساله انتظار قابل جمع است؟

آيت‏ الله ‏محي‏ الدين‏ حائري ‏شيرازي:

جمهوري اسلامي خصلت‏ بالايش همين انتظار است، امام راحل هميشه مي‏فرمود «ما منتظر طلوع خورشيديم‏»، «ان شاءالله اين حکومت را ما به صاحب اصليش بسپاريم‏»، نسبت‏ به غير اين حکومت‏ بله، بگويد آنها فاسقند، آنها فاسدند، آنها موانع راهند، از من نيستند، من از اينها نباشم، امانسبت‏به اين حکومت‏بايد معتقد باشد، براي پيوستن به آن حضرت آمادگي داشته باشد که افراد را به حضرت ملحق کند، اما اينکه کار آن حضرت را اين حکومت مي‏کند، خير، آنطوري که حضرت اقامه عدل مي‏کنند، اينها هم مي‏توانند، نه، اينها مي‏توانند زمينه‏چيني کنند، چرا، بعضي از امور را هم اينها تجربه کنند که زمينه فراهم بشود، مثلا ما مي‏گوييم ولايت مطلقه فقيه، خوب کسي که به ولايت مطلقه فقيه معتقد بود و راضي شد به ولايت مطلقه امام به طريق اولي حاضر مي‏شود که براي غير معصوم ولايت مطلقه قائل بود و اينطوري از آن اطاعت کرد، تمريني مي‏شود براي اطاعتش از معصوم و معمولا هم اينطور بزرگان وقتي که مي‏آينديکضرب‏نمي‏آيند، يک‏امتحاني مي‏کنند، يک‏ آزمايشي مي‏کنند، يک سر و چشمي آب مي‏دهند و بعد مي‏آيند. هر عاقلي اينطوري است، امام حسين،عليه‏السلام، وقتي که کوفيان اين همه نامه نوشتند، مسلم بن عقيل را فرستاد که سالي که نکوست از بهارش پيداست، با ايشان چه کنند. معلوم مي‏شود که با آن حضرت چه مي‏کنند. امام راحل را که براي اين امت فرستادند مثل مسلم بن عقيل بود، اگر با او خوشرفتاري مي‏کردند پيدا بود که مي‏شد براي آن آقا هم اينها مريدهاي خوبي باشند. واقعا هم مردم براي امام مريدان خوبي بودند، استقبالي از او کردند پنج ‏ميليوني. وقت رحلتش هم بدرقه‏اي کردند بيشتر از آن استقبال، هر چه هم فتوا داد رعايت احترام فتوايش را کردند با سنتش و آدابش و عاداتش و مي‏گفتند مرجع هرچه بگويد، هشت‏ سال جنگيدن را لازم کرد، آدم يک روز بجنگد، دو روز بجنگد، يک ماه، يک سال، آن هم با دست ‏خالي، اينها همه‏اش پيداست که آن وفاداري که به آن حضرت کردند براي اين حضرت هم مي‏کنند.

موعود:

وقتي که ما معارفي را که از ائمه معصومين،عليهم‏السلام، در مورد انتظار به ما رسيده است مورد مطالعه قرار مي‏دهيم، مي‏بينيم که تعبيرات خيلي بلندي در مورد اصل مساله انتظار در آنها وجود دارد، تعبيري مثل اينکه «افضل‏ العبارة انتظارالفرج‏». اين موضوع اين سؤال را در ذهن ايجاد مي‏کند که حالت ‏يک انسان منتظر با حالت ‏يک انسان غير منتظر چه تفاوتهايي دارد؟ چه چيزي به انتظار اين فضيلت را بخشيده که «برترين عبارتها» شده است؟ اصولا وجه مميزه انسان منتظر چيست؟

آيت‏ الله ‏محي‏ الدين‏ حائري ‏شيرازي:

انتظار و عدم انتظار مثل مسافر و حاضر است، کساني که اهل دنيا هستند قصد اقامت کرده‏اند، کساني که اهل آخرت هستند توي دنيا قصد اقامت ندارند، حالت مسافر دارند. مسافر چه کار مي‏کند؟ مسافر مثلا مي‏خواهد برود کشور عربستان، مي‏خواهد برود در آنجا مثلا متوطن بشود، نمي‏خواهد برود حج و برگردد، يک کساني هستند که مي‏خواهند بروند خارج و بمانند و ديگر برنگردند، اينها چه کار مي‏کنند، همين‏ها کافي است‏براي مطالعه کار، اينها همه‏ چيزشان را دلار مي‏کنند، فرششان، باغشان، تجارت‏خانه‏شان، همه‏شان را پول مي‏کنند مي‏گذارند توي بانکهاي خارج، کسي هم که اهل آخرت است، همه را مي‏فرستد توي بانکهاي آخرت، اينجا مصرفش نمي‏کند، پس آن کسي هم که معتقد است‏ به آخرت، حالتش، حالت مسافر دارد که قصد رفتن کرده است، حالتش اين است که همه چيزش را تبديل به جنس ارز آن کشور مي‏کند، انتظار هم همين حال را به انسان مي‏دهد که شايد امشب آمد، شايد امروز صبح آمد، در روايات نگفته‏اند که آقا ده سال ديگر مي‏آيد، بيست ‏سال ديگر مي‏آيد، راوي مي‏گويد که به آقا امام صادق،عليه‏السلام، عرض کردند که آقا من نماز صبح را که خواندم دلم مي‏خواهد بخوابم اما مي‏ترسم که خورشيد از مغرب طلوع کند (چون در روايت است که از علائم است) اگر خورشيد از مغرب طلوع کند آن وقت من آماده نباشم به خاطر اينکه مي‏خواهم نگاه کنم ببينم از کدام طرف طلوع مي‏کند امروز روز ظهور است. الان شمشيرم را بردارم و آماده باشم براي قيام، خوابم نمي‏برد، حضرت فرمودند: نه بگير بخواب. روزي که بايد آفتاب بزند از مغرب سپيده‏اش هم از مغرب مي‏زند، ببينيد آقا چطوري با اين حرف زد، نگفت آقا اين قضيه مربوط به حالا نيست مربوط به نوه پشت چندمي من است، ايشان که اينقدر منتظر بود که هر روز به دنبال وقتش‏ مي‏گشت ‏آقا حالش ‏را به‏ هم ‏نزد، گفت‏ حال ‏خوشي‏ دارد بگذار در حال خودش‏ باشد، حال ‏انتظار قربي داشت. حضرت ‏آب ‏سرد نريخت‏ رويش. از اين جهت ‏بسياري مي‏گفتند همين امروز ممکن است آقا ظهور کند. زمان نمي‏گفتند، مي‏گفتند شايد همين جمعه آمد، اين حالتي که آنها مي‏خواستند اين بوده است که انسان آمادگي خودش را حاصل کند، خوب وقتي که انسان آماده شد، مرگ هم بخواهد در آن حال آمادگي برسد، پشيماني ندارد، مي‏سازد انسان را از نظر اخلاقي.

موعود:

يکي از مسائل مهمي که الان وجود دارد مسئله تهاجم فرهنگي و مسائلي است که در مورد جوانها وجود دارد، به نظر شما ما چه استفاده‏اي مي‏توانيم از ترويج فرهنگ انتظار و توسعه فرهنگ مهدويت و انتظار براي اصلاح وضعيت فرهنگي، بخصوص جوانان داشته باشيم. با ترويج فرهنگ انتظار چه تاثيري مي‏توانيم بگذاريم در اصلاح جوانان و هدايت آنها به طريقي مطلوب؟

آيت‏ الله ‏محي‏ الدين‏ حائري ‏شيرازي:

فرهنگ انتظار ولايت انسان را حفظ مي‏کند و با ولايتش انسان هر چه بخواهد بشود، مي‏شود «الله ولي الذين امنوا يخرجهم من الظلمات الي النور» [17] .

ولايت است که سبب مي‏شود که انسان از ظلمت ‏به سوي نور بيايد اين وقتي که انتظار آقا را دارد چهره ولايت در انتظار تجلي مي‏کند، من اين را برايتان توضيح بدهم يعني چهره ممکن است ابعاد مختلف داشته باشد، کسي به نام زيد مي‏خواهد توي اتاق بيايد، هرکسي نسبت ‏به زيد موضعي مي‏گيرد. آنکه از زيد طلبکار است مي‏گويد به او بگويم و طلبم را از او بگيرم، او که به زيد بدهکار است ‏يا مي‏خواهد از زيد فرار کند که زيد را نبيند يا مي‏خواهد بدهيش را به او بپردازد، خلاصه هرکس يک جوري با او برخورد مي‏کند. وقتي که مي‏گوييم ولايت، وقتي که امام حاضر است، ولايت‏يعني اطاعت، وقتي که امام غايب است، نيست که از او اطاعت کني، انتظارش را که مي‏کشي ولايت در همين انتظار تجلي پيدا مي‏کند. وقتي که ولايت آمد همه چيز مي‏آيد،اول ولايت ‏بعد نماز، اين ولايت است که به نماز روح مي‏دهد، چطور مي‏گوييم اول لباس غصبي نباشد بعد نماز، زمين غصبي نباشد، بعد نماز، انتظار جلوگاه ولايت است.

-----------------------------

آثار تربیتی انتظار به کوشش مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان تحت اشراف حضرت آیت الله العظمی مظاهری (دامت برکاته)

در آپ بعدي ميتوانيد مطلبي را با عنوان « آستانه سامرا (واژه هايي که ابتداي آنها با حرف «ا - آ» آغاز مي شود)» را در باب موضوعي (کتابخانه موضوعی - واژه نامه مهدویت) مشاهده نماييد .

 

 

 نوشته شده توسط غوغا در سه شنبه سوم دی 1387

 لينك مطلب


درباره وبلاگ

الهم عجل الوليك الفرج يا مولانا يا صاحب الزمان
با عرض ادب به پيشگاه ملكوتي آقا امام زمان (عج)
و عرض سلام خدمت تمامي منتظران آن حضرت
و همچنين شما دوستان عزيز.....
من غوغا دختري از زمين و ساكن كشور اسلامي ايران
و با تمام رو سياهي و گناه خويش را يك منتظر مي نامم
و قصد دارم در اين وبلاگ با عنوان غوغاي انتظار
كمي از اطلاعات خود را در باب موضاعات ذكر شده كه به كمك نرم افزار موعود(کتابخانه حضرت مهدی علیه السلام ) کاری از مرکز تحقیقات رایانه ای حوزه علمیه اصفهان و تحت اشراف حضرت آیت الله العظمی مظاهری (دامت برکاته ) حاوی متن 313 جلد کتاب و 313 مقاله و.....
در 7 باب موضوعی : 1- کتابخانه(معرفی و استفاده از مطالب 224 کتاب در پیرامون حضرت مهدی (عج))2- مقاله ها ( معرفی و استفاده از مطالب 213 مقاله و پایان نامه معتبر در پیرامون حضرت مهدی (عج) ) 3– کتابخانه موضوعی( بررسی 30 واژه در باب فرهنگ نامه مهدویت و 29واژه در باب واژه نامه مهدویت ) 4- ادعیه (متن 11 دعا در وصف امام زمان (عج) ) 5- کتابشناسی (بررسی 19 کتاب و مقاله در باب امام مهدی و مهدویت و بررسی 14 کتاب و مقاله در باب معارف مهدوی)6 – فهرستگان (لغات مبهم در پیرامون حضرت حجت و توضیح و اطلاعات در باره آنها) 7- معرفی کتب و مقالات پیرامون مهدی و مهدویت به زبان عربی
بدست آورده ام را در اختيار عزيزاني كه خواستار اين دانش اند قرار دهم با اين اميد كه شايد مورد قبول آقا واقع گردد .......
با اينكه ميدانم اين كار هيچ گونه ارزشي ندارد
اما ميخواهم تمام مطالب و كارها و تلاشم را در اين وبلاگ
تقديم به عزيزترين فرد زندگيم
كسي كه به من اميدو هدف به زندگي بخشيد و مرا به خدا پله ها نزديكتر كرد گردانم
او كسي نيست جز برادر عزيزم حامد كه تنها خدا ميداند چقدر برايم عزيز است
اميدوارم اين هديه مثل هميشه بي ارزش را از خواهر كوچك خود پذيرا باشد
و اميدوارم يكي از 313 تن يار ان آقا باشد .....
و همچنين اميد بر آن دارم كه تمام شما عزيزان از آمدن به اين كلبه حقيرانه راضي باشيد
هم آقا از كار خرد اين بنده حقير .....
تا بعد ........... يا علي ...
تازه ترین مطالب mahdiemontazer
موضوعات
آرشیو
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati


خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان


بهترین و جدیدترین کد های جاوا